-۱۱من حفر بئراً لأخیه وقع فیها (چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی(
12-من جدّ وجد (عاقبت جوینده یابنده بود(
13-من صارع الحقّ صرعه (با آل علی هر که در افتاد بر افتاد(
14-المعیدی تسمع به خیر من أن تراه (آواز دهل شنیدن از دور خوش است)
15-المحنه إذا شاعت سهلت (مرگ به انبوه، جشن باشد)
16-لکلّ فرعون موسی (دست بالای دست بسیار است)
17-لکلّ مقام مقال (هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد(
18-ماحکّ جلدک مثل ظفرک (کسی نخارد پشت من جز ناخن انگشت من(
20-ماهکذا تورد یا سعد الإبل (راهش این نیست) (این ره که تو میروی به ترکستان است)
21-الکلام یجرّ الکلام (حرف حرف میآورد)
-22کلم اللسان أنکی من کلم السنان (زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است)
23-کالمستجیر من الرّمضاء بالنّار (از چاله به چاه افتادن) (از بیم مار در دهان اژدها رفتن)
24-کلّ رأس به صداع (هر سری دردی دارد)
25-کلّ شاه تناط برجلیها (هر کس را در قبر خود میگذارند)
26-لا تؤخر عمل الیوم إلی غدٍ (کار امروز را به فردا میفکن)
27-لا یؤخذ المرء بذنب أخیه (گناه دیگری را بر تو نخواهند نوشت(
28-لکلّ جدید لذّه (نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار(
29-لکلّ صارم نبوه (انسان جایزالخطا است(
30-لا یلدغ المرء من جحر مرّتین (آدم یک بار پایش در چاله میرود(
31-علی نفسها جنت براقش (خودم کردم که لعنت بر خودم باد(
32-عند الشدائد تعرف الإخوان (دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی(
33-غاب القطّ إلعب یا فار (حال میدان برایت خالی شده هر چه میخواهی بکن(
34-فعل المرء یدلّ علی أصله (از کوزه همان برود تراود که در اوست)
35-فوق کلّ ذی علم علیم (دست بالای دست بسیار است)
36-کالشمس فی رابعه النهار (مثل روز روشن)
37-کلام اللیل یمحوه النهار (کنایه بر کسی که به قول خود عمل نمیکند)
38-قاب قوسین أو أدنی (کنایه از بسیار نزدیک بودن(
39-الصبر مفتاح الفرج (گر صبر کنی زغوره حلوا سازی(
40-الطیور علی أشکالها تقع (کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز(
41-عاد بخفّی حنین ـ عاد صفر الیدین (دست خالی بازگشت ـ دست از پا درازتر برگشت(
42-عصفور فی الید خیر من عشره علی الشجره (سرکه نقد به زحلوای نسیه)
43-ربّ سکوت أبلغ من کلام (چه بسا سکوتی که از سخن گفتن شیواتر است)
44-السکوت أخو الرّضا (سکوت علامت رضاست)
45-سبق السیف العذل (دیگر کار از کار گذشت)
46-زاد الطّین بلّه (خواست ابرویش را درست کند زد چشمش را کور کرد)
47-رحم الله إمریء عمل عملاً صالحاً فأتقنه (کار نیکو کردن از پر کردن است)
48-حبه حبه تصبح قبه (قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود)
49-الحسود لا یسود (حسود هرگز نیاسود)
50-الحقّ مرّ (حرف حق تلخ است)
51-خیر الأمور أوسطها (اندازه نگهدار که اندازه نکوست)
52-خیر البرّ عاجله (در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست)
53-خیر الناس من ینفع الناس (بهترین مردم کسی است که به مردم نفعی برساند)
54-خیر الکلام ما قلّ و دلّ (کم گوی و گزیده گوی چون درّ تا جهان زاندک شود پر)
55-خالف تعرف (مخالفت کن و مشهور شو)
56-أین الثری و أین الثریّا (این کجا و آن کجا) (تفاوت از زمین تا آسمان است)
57-بات یشوی القراح (آه ندارد که با ناله سودا کند)
58-بلغ السّکین العظم (کارد به استخوان رسید) (کاسة صبرش لبریز شد)
59-بیضه الیوم خیر من دجاجه الغد (سرکه نقد به زحلوای نسیه است)